| تبليغات | _ | |
![]() | ||
يادآوري: اين نوشتار به پارسی سَره نوشته شده است، از اين روی واژگان درون كمانكها (پرانتزها) واژگان بيگانه هستند و واژگان درون ابروها {آكولادها} برای روشنگری آمده است.
زرتشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت و به لاتين Zoroaster و در اوستا زرثوشتر به مانك (معني) "دارندهي روشنایی زرین رنگ" يا به گزارش ديگر "دارندهي شتر زرد فام" و سرانجام به مانك "ستارهي زرین" است.
زرتشت پيام آور خرد و آزادی و بنیادگذار كيش زرتشتی یا مزدیسنا و سرايندهي گاتها است.
پنجم دي روز خير "خورا"، روز درگذشت اشوزرتشت است. اشو زرتشت پس از پايان پيام آوری خود كه آموزش راستی، آزادی انديشه، آشتی و همزيستي به مردم بود، در شهر بلخ به سر می برد. در هفتاد و هفت سالگی او بود هنگامی که گشتاسب کیانی و پسرش اسفندیار، فرمانروای بلخ از پایتخت بيرون رفته بودند. فرمانروای تورانی "ارجاسب" كه دشمن ديرينهي زرتشت بود، درنگی يافته و توربراتور را با لشگر بزرگی به بلخ فرستاد. تورانيان دروازهي شهر بلخ را در هم شكستند و هنگامی كه اشو زرتشت با لهراسب و گروهی از پيروانش، در آتشكدهي نوبهار شهر بلخ به نيايش سرگرم بودند به زخم شمشير كشتند.
اشو زرتشت گرچه از جهان رفت و از ديدگان پنهان گشت، ولی روان پاكش همراه با اندرزها و آموزشهای جاودانهاش پيوسته زنده ماند. بزرگ مردی که پس از هزارها سال همچنان نام، راه و اندیشهاش بر تارک هوشمندي راست اندیشان و فيلسوفان بزرگ جهان میدرخشد.
گاتها از هر گونه کژباوری ديني، دين نموداری (تعصب دينی)، افسانهها، سخنان پوچ و پندارهای بيهوده تهی است و يگانه نوشتار ديني در جهان است كه از زمانهاي كهن با کژباوریها ستيز میكرده است و اين يكی از ويژگيهاي گاتها است كه مايهي شگفتی بسياری از پژوهشگران بزرگ جهان گرديده است و براستي اين نشان از فرزانش ژرف اين آيين دارد.
اشو زرتشت آموزگار و پايه گذار خو و منش نيك و راستي در گيتي بود كه به گفتار كوتاه او "پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك" شناخته شده است، و از ديدگاه پژوهشگران، تنها همين سه وَچَك (جمله) پايهي بنيادين مردم سالاري (دمكراسی) و شيوهي سازماندهی انديشهها و سُهشها (احساسات) و در پی آن پيشرفت در جهان امروز شناخته شده است.
اين روز در گاهنامه ايرانی 3746 تنها روزی است كه جشن نيست، ولی روز سوگواری هم نيست!
در اين روز زرتشتيان گردهم میآيند و به نيايش، خواندن گاتها و پختن آش میپردازند، ولی به هيچ روی سوگواری يا جامهي سياه بر تن نمیكنند. از ديدگاه آنان، درگذشت، زايش دوباره و پيوستن به اهورامزدا است، پس روان مردگان نيازي به سوگواري ندارند و اندوه برای درگذشتگان مايهي رنج روان آنان خواهد شد.
شايد اين يگانه آييني در جهان باشد كه سوگواری، اندوه، گريه كردن، سياه پوشيدن، بوسيدن و زانو زدن در برابر نيايشگاهها، كرپانی (قربانی)، پتيست (نذر) و... در آن نمیتوان يافت.
ستيز من تنها با تاريكي است و برای ستيز با تاريكی، شمشير به روی تاريكی نمی كشم، چراغ می افروزم... (اشو زرتشت)